عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
عاشق بودن، مانند آنست که در آشوویتس باشی.

آمار مطالب

:: کل مطالب : 104
:: کل نظرات : 57

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 6

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 4
:: باردید دیروز : 3
:: بازدید هفته : 20
:: بازدید ماه : 214
:: بازدید سال : 502
:: بازدید کلی : 502

RSS

Powered By
loxblog.Com

دستنوشته ها، ترانه ها و داستانها

ترانه ی اسب، سروده ی وحید شعبانی
پنج‌شنبه 07 آبان 1394 ساعت 15:38 | بازدید : 136 | نوشته ‌شده به دست mahilooseh | ( نظرات 1 )

 

اسب


وقتی که شیرا خونه خوابیدن
وقتی خیابون پاتوق ماره
وقتی عقابا موش می دزدن
وقتی که آهو شام کفتاره

دلم میخواد یه اسب باشم

از خاطرم رفته که چی هستم
یه آدمم یا اینکه حیوونم
حیوون کجا اینقدر بیرحمه؟
شاید هیولام و نمی دونم

فردا یه جنگ تازه توو راهه
امشب همین امشب بمیرم کاش
حس می کنم روح یه حیوونو
ای حس زیبا ناجی من باش

کوه بلند دوستی زیباست
وقتی به قله می رسی با عشق
اسبای عاشق خوب می دونن
باید بتازن یک نفس تا عشق

دلم میخواد یه اسب باشم

اسب نجیب سرکش مغرور
بیگانه با جنگ و فشنگ و خون
از آدمیت خسته و مایوس
منم دلم میخواد بشم حیوون


دلم میخواد برم یه جای دور
جایی که همنسل درختاشم
مثل یه آواره بخوابم شب
صبح شکل یه اسب کهر پاشم

دلم میخواد یه اسب باشم

وحید شعبانی  27 اسفند 93

 



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

[Comment_Avator]
مهدی آذری در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
سلام وحید جان خواندن و نوشتن با تاسف بسیار دردی را درمان نمی کند چه بسیار کسانی را می شناسم که خود را دور نگاه داشته اند به بهانه های ابکی و چه بسیارند انها که کار ابکی می کنند و برای ان هزار جور بهانه می تراشند. نقل نقل هنرمندان استانمان است که همیشه با هم تعارف داشته اند نقل ان است که به یقین برای همان جوانی که می گویی رزومه های ابکی پر معناست که اگر اینگونه نبود کلاسهای بازیگری حضرات که همچنان در عهد عتیق سیر می کنند خالی می ماند. قصه قصه پر غصه خودمان است که هیچ وقت انجا که باید حرف نزدیم اصلا به ما یاد ندادند که چگونه اعتراض کنیم از بچگی توی مدرسه گفتند معلم است خوب می کند و کسی نگفت معلم هم ادم است اشتباه می کند. حکایت حکایت همه ماست که هیچ وقت حرفی نگفتیم و زبان در کام ...

(متن مهدی آذری، از نخبه های هنر و رسانه کشور، پای این مقاله، در تلگرام، گروه دیالوگ)


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران