تجاوز مشروع
تخت شبِ این شهرِ بزک کرده ی مشروع
آلوده ی همخوابگیِ روح و بدنهاس
محدوده ی رفتآمدِ موشای تجسّس
سلولِ دلِ عاشقِ لامذهبِ تنهاس
حس کردنِ یه قلبِ تَرَک خورده حرومه
وقتی که سند خورده به نامِ یه حرومی
ممنوعه یه گُل از غمِ شخصیش بناله
دستِ علفاس باغِ عزاهای عمومی
قانونِ تجاوز به حریمِ یه ستاره
توو محکمه ی ستاره کُش چیز بدی نیست
یه قلبِ پُر از عاطفه از دستِ زمین رفت!
این فاجعه ی شومِ غم انگیزِ بدی نیست!
انگل زده این ناحیه از ذهنِ زمانو
با خاطره ی اَنگِ وَبا پاک نمیشه
تا کاوه خودش سنگدل و مار به دوشه
مغزِ پسرش نصیبِ ضحّاک نمیشه!
فرزندِ مسیحاییِ فردای زمونه
رو سطحِ شبِ ماه به دنیا بیاد ایکاش
بانوی شعور و واژه آبستنِ دیوه!
مغموم ترین ترانه می لرزه رو لبهاش...
وحید شعبانی
16 مرداد 1392
ساعت 4 بامداد
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0