ترفیع
تو یه شاعرو کشتی
افتخاری نصیبت شد
گرگ مخفی چوپان
چه شکاری نصیبت شد
روی دست مردم رفت
اونکه زیر پای تو جون باخت
تو فقط تفنگو میشناسی
اون فقط ترانه رو میشناخت
اگه همصحبتش بودی
زنده میکرد برات شوقو
تو ترانه دوس داری
یا دروغای مافوقو؟
تو فقط جنگو می فهمی
و فقط تانک و پوتینو
اون فقط عشقو می فهمید
و فقط جون شیرینو
یادته لحظه ی آخر
چهره ی مرد آرومو؟
به تو لبخند زد- تو زدی
به سرش بُهت باتومو!
عکسشو ببین خندش
چه قشنگ و آسمانی بود!
طرح صورتش دور از
چهره های پادگانی بود!
چهره هایی که قلبشون توی
صبحگاه مشترک،مُرده!
نمیدونی که قلب دنیا از
رژه هاتون تَرَک خورده!
« ضد شورش » شده اسمت
« بله قربان » شده دینت!
خونبهای همسایس
خاطرات شیرینت!
تو یه شاعرو کشتی
که توی آسمون جاشه
یه ستاره رو شونه هات افتاد
پس مبارکت باشه...
وحید شعبانی
2 مرداد 1392
2 بامداد
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0