من، تو، بوسه، آغوش
توی یه نقاشی ما دو تا دیوونه
مث دوتا کفتر رو صفحه ی بومیم
با هم چه خوشحالیم با هم چه خوشبختیم
با هم چه زیباییم با هم چه آرومیم
یه روز بارونی خونه ی شیروونی
شرشر باروناش چک چک ناودوناش
کنار هم هستیم کنار هم مستیم
کنار هم دور از شهر و خیابوناش
به من چه نزدیکی چه گرمه آغوشت
چه حالتی داره لب عسلپوشت
دستاتو از دستام جدا نکن زیبا
میگم:«دوستت دارم» نشه فراموشت
وقتیکه می خندی دختر شیرینم
تو خنده های تو خدا رو می بینم
چه خوب و زیبایی پری دریایی
با تو خوشبختم بی تو چه غمگینم
نگات چه شیرینه چشمتو بازش کن
صدای زیباتو ترانه سازش کن
مهرتو کم دارم سینمو بشکاف و
قلبمو بردار و یه کم نوازش کن
دختر خورشیدی به ام تو تابیدی
آخ که چه گرمایی به زندگیم میدی
تاریکی رو بردی روشنی آوردی
رو صحن رویاهام ستاره باریدی
غنچه ی لبهاتو با خنده پرپر کن
خشکی لبهامو با بوسه هات تر کن
تویی که رویامی آهوی زیبامی
تنهات نمیذارم حرفمو باور کن
وحید شعبانی
22 آبان 1391
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0