پوستر
توو دلم قلبِ یه گاوه
توو سرم مغزِ یه اسبه
زندگی توو این طویله
بدجوری به ام می چَسبه!
اسب صدصاحب گاوم
سرخرم یکی دو تا نیست
یه وجب جا واسه مستی
توی این طویله ها نیست
سَرِ من توو آخورم بود
جُفتکو بلد نبودم
شاخمو چرا بُریدن؟
من یه گاوِ بَد نبودم!
توی رویای یه باغم
واسه بیصدا چریدن
یا یه دشتِ بی نگهبان
واسه ی شیهه کشیدن
لذتِ یه چآرنعله
آرزوی کُرّه گی هام
دستِ قصّابا نَدینَم
واسه بی تجرُبگی هام
سُمِ بی نعلمو تا کی
به شقیقه هام بکوبم؟
پاره کُن این پوزه بندو!
آخه من یه اسبِ خوبم!
شُده تابلوی هراسم؛
« مردِ قصّاب و یه ساطور »
هزره و پاک و نجیبه
اسب پالون کج مغرور
شیرمو بدوش و بس کن
نمیخوام سوارِ من شی
بذا گم شَم توو فضای
پوسترِ اَسبای وحشی...
وحید شعبانی
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0